الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

173

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) بچسب ، عرض كرد يا رسول الله ، براى من دعا كن كه به همراه تو شربت شهادت نوشم ، رسول خدا ( ص ) برايش دعا كرد و درنگى نكرد كه در يكى از غزوات پيغمبر به جبههء جهاد رفت و پس از نه تن ديگر شهيد شد ، و او نفر دهم بود . ( 2 ) 3 - از امام صادق ( ع ) كه فرمود : رسول خدا ( ص ) با حارثه بن مالك بن نعمان انصارى روبرو شد و به او فرمود : اى حارثة بن مالك ، چگونه‌اى ؟ گفت : يا رسول الله ، مؤمن به درستى ، رسول خدا ( ص ) به او گفت : هر چيزى حقيقتى دارد ، حقيقت گفتار تو چيست ؟ گفت : يا رسول الله دلم از دنيا بركنده شده ، شب را نخوابم و روز گرما را به تشنگى گذرانم و گويا مىنگرم كه عرش پروردگارم را براى رسيدن به حساب برپا داشته‌اند ، گويا مىبينم بهشتيان در بهشت همديگر را ديدن مىكنند و گويا مويه كشيدن دوزخيان را مىشنوم ، رسول خدا ( ص ) فرمود : بنده‌اى است كه خدا دلش را روشن كرده ، بينا شدى ، برجا باش ، عرض كرد : يا رسول الله ، از خدا بخواه كه به من شهادت را روزى كند به همراه تو ، فرمود : خدايا ، شهادت روزى حارثه كن ، چند روزى درنگ نكرد كه رسول خدا دسته‌اى را براى جهاد فرستاد و او را با آنها روانه كرد و نبرد كرد ، نه يا هشت نفر را كشت و كشته شد . در روايت ابى بصير است كه به همراه جعفر بن ابى طالب پس از نه نفر كشته شد و او دهمين شهيد بود .